2024 Where are you located معنی به فارسی - معادل ها در دیکشنری فارسی: واقع. مترادف و متضاد situated. to be located in/near ... something. در/نزدیک و... چیزی واقع بودن. The factory is located near the river. این کارخانه در نزدیکی [نزدیک] آن رودخانه واقع شده است.

 
Where = کجا ، . . . . are= هستید . . . . . you=شما . . . . from =اهل . . . معنی کل : بر اساس فعل در آخر جمله are که فعل توبی هست را در آخر معنی میکنیم ، you برای فعل are به کار میره پس در اول جمله معنیش میکنیم . . Where are you located معنی به فارسی

معادل ها در دیکشنری فارسی: بودن هست وجود داشتن. 1.He is tall. 1. او قدبلند است. 2.He was six at the time. 2. او آن زمان شش‌ساله بود. 3.I am tired. 3. Are you in need of a notary public but don’t know where to find one? Look no further. In this article, we will guide you on how to easily locate a notary public near your location. Whether you need documents notarized for personal or busine...دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و آمریکایی، ترجمه مخفف و کلمات اختصاری، مترجم آنلاین متن ...Are you in need of some alterations to your favorite clothing items? Whether it’s a hem that needs shortening or a waistline that needs adjusting, finding the right alteration shop near your location is crucial.واژهٔ «ترجمه» در پهلوی به صورت «ترگمان» به معنی مترجم به کار رفته است و در نوشته های آشوری به صورت «ترگومانو» دیده شده است.[۱] همچنین، در پارسی سره (فارسی خالص)، گاه از واژه های «پچواک» و ... معادل ها در دیکشنری فارسی: حتما. to be sure to be/do something. قطعاً کاری را انجام دادن/قطعاً چیزی بودن. 1. If you work hard, you're sure to pass the exam. 1. اگر سخت تلاش کنی، قطعاً در امتحان قبول می‌شوی. 2. It's sure to rain.با خواندن این مقاله معنی جمله only for you را خواهید آموخت. عبارت « Only for you » در زبان فارسی به معنی « فقط برای تو » است. در ادامه به قسمت‌های مختلف این عبارت خواهیم پرداخت. معنی Only: حرف ربط است و معنی ...چگونه "how are you" را به فارسی ترجمه می کنید؟ : حال شما چطور است؟, حال شما چطوره؟, حالت خوبه؟. ترجمه "where" به فارسی کجا, کو, كجا بهترین ترجمه های "where" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: I'm very hungry; where can I find something to eat? ↔ خیلی گرسنهام، کجا میتوانم چیزی برای خوردن پیدا کنم؟ترجمه "bless you" به فارسی . عافیت باشه, الحمد لله بهترین ترجمه های "bless you" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Every day, meditate appreciatively on how Jehovah has blessed you. ↔ هر روز بر روی این موضوع که یَهُوَه چگونه به تو برکت داده است، با قدردانی تعمق نما.Are you looking for a Geek Squad location near you? Whether you need help with your computer, TV, or other electronic device, the Geek Squad has you covered. With locations all over the country, it’s easy to find a store close to you. Here’...ترجمه "located" به فارسی . هداد رارق ترجمه "located" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He divulged what he knew of Saruman's plans to the Nazgûl, specifically his interest in the Shire, and its location. ↔ او به نازگول از نقشههای سارومان و تمایلش به شایر و موقعیت فعلی اش میگوید.2 مواظبت کردن مراقبت کردن، نگه‌داری کردن. 1. He's old enough to take care of himself. 1. او به‌اندازه کافی بزرگ هست که از خود مراقبت کند. 2. She is taking care of her sister’s baby today. 2. او امروز از بچه خواهرش مراقبت می‌کند [نگه ...خدمات Google واژه‌ها، عبارت‌ها، و صفحه‌های وب را بدون هزینه بین زبان فارسی و بیش‌از ۱۰۰ زبان دیگر فوراً ترجمه می‌کند.معنی you - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید واژه you به معنای تو ، شما ضمیر you در زبان انگلیسی معادل تو، شما در فارسی است.توضیحاتی در رابطه با address به معنای مورد خطاب قرار دادن فعل address در این کاربرد معنایی تقریبا نزدیک به مورد خطاب قرار دادن در فارسی دارد. در تعریف اصلی این فعل به معنای مستقیما با کسی حرف زدن است ...او در حال فرار از صحنه جرم دیده شده بود. see to do something. برای انجام کاری (با چشم) دیدن. It was getting dark and I couldn't see to read. داشت تاریک می‌شد و من نمی‌توانستم برای مطالعه (خوب) ببینم. کاربرد فعل see به معنای ...معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Where are you from? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - شما اهل کجا هستید؟ (جمله) معنی و ترجمه کلمه انگلیسی suggest به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - پیشنهاد کردن (فعل) 2 - حاکی بودن از (فعل) 3 - غیرمستقیم گفتن (فعل)situated: واقع. It is in thats place. situated ( adj ) = واقع شده، واقع در، قرار گرفته، جای گرفته/گیر کرده، در شرایط قرار گرفته، در وضعیت خاص/دارای موقعیت خوب، دارای وضعیت مطلوب. مترادف با کلمه : located ( adj ) I am awkwardly ...1 (در جایی) واقع شده قرار داشتن (در جایی) معادل ها در دیکشنری فارسی: واقع مترادف و متضاد situated to be located in/near ... something در/نزدیک و... چیزی واقع بودن The factory is located near the river. این کارخانه در نزدیکی [نزدیک] آن رودخانه واقع شده است. تصاویر کلمات نزدیک locate locally localized locality locale location location scout lochبپرس. سوالت رو اینجا بپرس همه سوال ها. معنی there you go - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید.When a loved one passes away, it can be difficult to find out information about them. It can be even more difficult if you don’t have the resources to pay for a search service. Fortunately, there are ways to locate deceased persons for free...4دوستان عزیز به این معنی دقت کنید ( داشتن ) ما تو معادل فارسی فقط یک معنی داشتن داریم اوکی؟؟ولی تو انگیسی در یک مفهوم خاص یجورایی تریکبی از فعل دریافت کردن و داشتن داریم مثال :when did you get news about tom?معنی و ترجمه کلمه انگلیسی promote به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - بهبود بخشیدن (فعل) 2 - تبلیغ کردن (فعل) 3 - ترفیع دادن (فعل)ترجمه "located" به فارسی هداد رارق ترجمه "located" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He divulged what he knew of Saruman's plans to the Nazgûl, specifically his interest in the Shire, and its …توضیحاتی در رابطه با address به معنای مورد خطاب قرار دادن فعل address در این کاربرد معنایی تقریبا نزدیک به مورد خطاب قرار دادن در فارسی دارد. در تعریف اصلی این فعل به معنای مستقیما با کسی حرف زدن است ...Most airbag crash sensors are located in the front of the vehicle. Domestic vehicles typically have between one and three sensors located in the crush zones at the front of the automobile.ترجمه "Perth" به فارسی پرث, پرث، اسکاتلند, (سابقا) ایالت پرث (اسکاتلند) بهترین ترجمه های "Perth" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: and I helped him to sell to the restaurant in Perth, ↔ کمکش کردم که ماهی رو به یک رستوران در پرث بفروشه،کاربرد قید where به معنای کجا. معادل قید where در فارسی "کجا" است. زمانیکه بخواهیم محل، مکان و یا موقعیت چیزی یا کسی را به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم بپرسیم، از این قید پرسشی استفاده می‌کنیم. برای ...Are you in need of some alterations to your favorite clothing items? Whether it’s a hem that needs shortening or a waistline that needs adjusting, finding the right alteration shop near your location is crucial.ترجمه "where are you from" به فارسی. اهل کجا هستيد؟, اهل کجایيد؟, اهل کجایی؟. بهترین ترجمه های "where are you from" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Where are you from? ↔ از كجا اومدي ؟. معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Where do you live? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - کجا زندگی می کنید؟ (جمله)لیست افعال عبارتی. switch something on. معنی: جریان انرژی را شروع کردن، روشن کردن. مثال: We heard the news as soon as we switched on the car radio. اخبار را به محض روشن شدن رادیوی ماشین شنیدیم. take after somebody. معنی: شبیه یکی از اعضای ...معنی و ترجمه کلمه انگلیسی How old are you? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - چند سال دارید؟ (جمله) معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Where are you? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - کجا هستید؟ (جمله)ترجمه "located" به فارسی . هداد رارق ترجمه "located" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He divulged what he knew of Saruman's plans to the Nazgûl, specifically his interest in the Shire, and its location. ↔ او به نازگول از نقشههای سارومان و تمایلش به شایر و موقعیت فعلی اش میگوید.1. «چه کار می‌کنی؟» «دارم تلویزیون نگاه می‌کنم.». 2.What are you doing here? 2. اینجا چه کار می‌کنی؟. 3.What are you doing on Friday? 3. جمعه چه کار می‌کنی؟. معادل ها در دیکشنری فارسی: بستر زمین. 1.The ground was frozen and was impossible to dig. 1. زمین یخ زده بود و کندن آن غیرممکن بود. above/below/under ground. بالای/زیر/زیر زمین. It was located 2 meters above ground. 2 متر بالای زمین واقع شده بود. on ... The USPS website is the best place to look when you need to find the nearest USPS location. Other places to look include a mailbox locator website, online directories and traditional printed directories.ترجمه "where" به فارسی کجا, کو, كجا بهترین ترجمه های "where" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: I'm very hungry; where can I find something to eat? ↔ خیلی گرسنهام، کجا میتوانم چیزی برای خوردن پیدا کنم؟فعل know در برخی موارد معنای شناسایی کردن می دهد که در فارسی معمولا به صورت شناختن ترجمه می کنیم. مثلا: i couldn't see who was speaking, but i knew the voice ( من نمی توانستم ببینم چه کسی حرف می زند اما صدا را می شناختم.ترجمه "locator" به فارسی. موجر ترجمه "locator" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He divulged what he knew of Saruman's plans to the Nazgûl, specifically his interest in the Shire, and its location. ↔ او به نازگول از نقشههای سارومان و تمایلش به شایر و ...معنی و نمونه جمله located - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، قرار گرفته، واقع شده جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید آن را فعال کنید.When a loved one passes away, it can be difficult to find out information about them. It can be even more difficult if you don’t have the resources to pay for a search service. Fortunately, there are ways to locate deceased persons for free...In the human body, the small intestine is located within the central and lower abdominal area. It stretches from the stomach to the large intestine, coiling around several times to fit. Food travels from the stomach directly into the small ...معنی پیغام user not found در اینستاگرام اینه که نام کاربری در دیتابیس اینستاگرام نیست علت خطای user not found ... سلام دوست عزیز اگر اینستاگرام رو فارسی کردین اون رو به زبان قبلی انگلیسی برگردونید و ...Nice to meet you, too. /naɪs tu mit ju, tu./. 1 من هم از آشنایی با شما خوش‌وقت هستم. من هم از دیدن تو خوش‌وقتم. 1."Nice to meet you," said Michael. "Nice to meet you, too," said Elizabeth. 1. "مایکل" گفت: «از آشنایی با شما خوش‌وقت هستم. "الیزابت" گفت ... 0. where [adverb, conjunction] to, at, or in what place. US /wer/. UK /weər/. كه‌ در آن‌، كه‌ آنجا، جایی که، کجا.Where = کجا ، . . . . are= هستید . . . . . you=شما . . . . from =اهل . . . معنی کل : بر اساس فعل در آخر جمله are که فعل توبی هست را در آخر معنی میکنیم ، you برای فعل are به کار میره پس در اول جمله معنیش میکنیم . 1.He saw you in the house. 1. او تو را در خانه دید. 2.I don't want to see you. 2. نمی‌خواهم تو را ببینم. 3.I love you. 3. من تو را دوست دارم.It’s important to stay updated on relevant voting information like where your polling place is for the next election. Don’t miss out on one of the most important civic duties. Here’s how to find the voting location in your district.معنی و نمونه جمله where - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، کجا، هرکجا، در کجا، کجا، در کدام محل، درچه موقعیتی، در کدام قسمت، از کجا، از چه منبعی، اینجا، درجایی کهمعنی و نمونه جمله where - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، کجا، هرکجا، در کجا، کجا، در کدام محل، درچه موقعیتی، در کدام قسمت، از کجا، از چه منبعی، اینجا، درجایی که 1.He saw you in the house. 1. او تو را در خانه دید. 2.I don't want to see you. 2. نمی‌خواهم تو را ببینم. 3.I love you. 3. من تو را دوست دارم. Are you looking for a GAP store near your location? With the rise of online shopping, it can be challenging to find a physical store. Fortunately, locating a GAP store near you is easier than you think.معادل ها در دیکشنری فارسی: ایجاد کردن درست کردن دم کردن ساختن غذا پختن کردن. مترادف و متضاد build construct create manufacture prepare destroy. to make something. چیزی درست کردن. 1. He made us some lunch. 1. او برای ما (مقداری) ناهار درست ...to hope for (something) امید (به چیزی) داشتن. 1. All we can do now is wait and hope. 1. تنها کاری که الان می‌توانیم انجام دهیم، صبر کردن و امید داشتن است. 2. We had hoped for better weather than this. 2.معادل ها در دیکشنری فارسی: چون زیرا. مترادف و متضاد as because. 1.I believed her, for surely she would not lie to me. 1. (حرفش را) باور کردم، چون قطعا او به من دروغ نمی‌گوید. 2.She was crying, for she knew they could never meet again. 2. او داشت گریه می ...توضیحاتی در رابطه با address به معنای مورد خطاب قرار دادن فعل address در این کاربرد معنایی تقریبا نزدیک به مورد خطاب قرار دادن در فارسی دارد. در تعریف اصلی این فعل به معنای مستقیما با کسی حرف زدن است ...1.He saw you in the house. 1. او تو را در خانه دید. 2.I don't want to see you. 2. نمی‌خواهم تو را ببینم. 3.I love you. 3. من تو را دوست دارم.دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و آمریکایی، ترجمه مخفف و کلمات اختصاری، مترجم آنلاین متن ...1 پژوهش بررسی، مطالعه، پرسشنامه. معادل ها در دیکشنری فارسی: اقتراح بررسی نظرسنجی نظرخواهی. 1.It was a crucial part of my survey. 1. آن بخش مهمی از پژوهش من بود. to conduct/carry out a survey. پژوهش [بررسی] انجام دادن. They are ...1 هستیم هستند، (صورت جمع (زمان حال) فعل : to be) 1.They are happy. 1. آنها خوشحال هستند. 2.They are students. 2. آنها دانش آموز هستند. 3.We are in London. 3. معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Where are you? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - کجا هستید؟ (جمله)مترادف و متضاد arrive at get to. to reach something/someplace. به چیزی/جایی رسیدن. 1. Daytime temperatures can reach 90°F. 1. دمای ساعات روز می‌تواند به 90 درجه فارنهایت برسد. 2. He first reached the finals in 2008.situated ( adj ) = واقع شده، واقع در، قرار گرفته، جای گرفته/گیر کرده، در شرایط قرار گرفته، در وضعیت خاص/دارای موقعیت خوب، دارای وضعیت مطلوب. مترادف با کلمه : located ( adj ) I am awkwardly situated = بدجوری گرفتار شده ... 1 روز. معادل ها در دیکشنری فارسی: یوم روز. مترادف و متضاد daylight daytime evening night. 1.He runs five miles every day. 1. او هر روز پنج مایل می‌دود. 2.He was last seen alive five days ago. 2. او آخرین بار پنج روز پیش زنده دیده شده بود.معادل ها در دیکشنری فارسی: ایجاد کردن درست کردن دم کردن ساختن غذا پختن کردن. مترادف و متضاد build construct create manufacture prepare destroy. to make something. چیزی درست کردن. 1. He made us some lunch. 1. او برای ما (مقداری) ناهار درست ...•You are a teacher. ( This is your job. ) •You are my best friend. ( This is ‘always’. ) •You are a great pianist. ( This is ‘always’. ) •!Older sister: Mom! Jimmy is being a brat ( a temporary situation ) •Why are you being such a jerk! ( a temporary situation ) •To your adult boyfriend/girlfriend: You are being a child!Are you in need of a notary public but don’t know where to find one? Look no further. In this article, we will guide you on how to easily locate a notary public near your location. Whether you need documents notarized for personal or busine...معنی level - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنیدمعنی و ترجمه کلمه انگلیسی location به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - لوکیشن (اسم) 2 - موقعیت (اسم) Toggle drawer menu. خانه انتخاب دیکشنری ...Jul 2, 2019 · 1. من در ریاضی خیلی خوب نیستم [ریاضی من خیلی خوب نیست]. معنی where به انگلیسی. ترجمه و معنی انگلیسی کلمه و یا عبارت یا اصطلاح فارسی “تا” عبارت است از till. عبارت های فارسی دیگر که معادل یا مشابه عبارت ... معنی و ترجمه کلمه انگلیسی you به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - [ضمیر دوم شخص فاعلی مفرد و جمع] (ضمیر) 2 - آدم (ضمیر) 3 - [ضمیر دوم شخص مفعولی مفرد و جمع] (ضمیر) 4 - [نشانه تاکیدی ...معنی و ترجمه کلمه انگلیسی What about you? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - شما چطور؟ (جمله)ترجمه از فرهنگ لغت فارسی - فارسی، تعاریف، دستور زبان. در Glosbe می توانید ترجمه هایی از فارسی به فارسی را از منابع مختلف پیدا کنید. ترجمه‌ها از رایج‌ترین به کمتر محبوب‌تر دسته‌بندی شده‌اند. ما ... where. کجا هستش. که سوالیه. where is your bed. تختت ( کجا ) ست. در اول پاراگراف داخل متن های دارای فرمول و نماد به معنی "در اینجا" میباشد. قید where به معنای کجا. معادل قید where در فارسی کجا است. زمانیکه بخواهیم ... 1.She was employed as a cook in a hotel. 1. او به‌عنوان آشپز در یک هتل استخدام شده بود. 2.She's a wonderful cook. 2. او آشپز فوق‌العاده‌ای است. a professional cook. یک آشپز حرفه‌ای. My mom works as a professional cook.فعل think در فارسی به معنای "فکر کردن" یا "اندیشیدن" است. به‌طور کلی به عمل پردازش یک یا چند مفهوم به‌وسیله ذهن و ارتباط دادن این مفاهیم به یکدیگر و رسیدن به نتیجه‌ای مشخص، think یا فکر کردن گفته می ...معنی و ترجمه کلمه انگلیسی location به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - لوکیشن (اسم) 2 - موقعیت (اسم)دعوت شدن به کاخ سفید، افتخار بزرگی بود. 2. It's an honor to be the team captain. 2. کاپیتان تیم بودن، باعث افتخار است. the guest of honor. مهمان افتخاری. The actress was guest of honor at the launch. هنرپیشه خانم مهمان افتخاری مراسم معرفی بود.آموزش صفر تا صد گرامر انگلیسی. نیاز به یادگیری گرامر زبان انگلیسی در افرادی که اهداف مختلفی از یادگیری زبان را دنبال می‌نمایند، متفاوت است. به طور مثال فردی که قرار است در یک دانشگاه خارجی ...here. /hɪər/ /hɪə/. معنی: اینجا، در این جا، اکنون، در این باره، در این موقع، بدین سو. معانی دیگر: به این محل، (در آغاز جمله و پیش از فعل - به منظور تاکید به کار می رود) این (جا)، در این هنگام، در این دنیا ...مترادف و متضاد how do you do? what's up? 1."Hi, Maya, how are you?" "Fine, thanks, how are you?" 1. «سلام مایا، حال شما چطور است؟» «خوبم، ممنون، حال شما چطور است؟». کاربرد عبارت "?How are you". "?How are you" عبارتی پرسشی به معنای "حال شما ... فعل know در برخی موارد معنای شناسایی کردن می دهد که در فارسی معمولا به صورت شناختن ترجمه می کنیم. مثلا: i couldn't see who was speaking, but i knew the voice ( من نمی توانستم ببینم چه کسی حرف می زند اما صدا را می شناختم.1.He likes being alone in the house. 1. او تنها بودن در خانه را دوست دارد. 2.I've been so alone since you went away. 2. من خیلی تنها بوده‌ام از وقتی که تو رفتی. 3.She was alone that evening. 3. آن شب او تنها بود.You should have been there! 1. آن مهمانی خیلی دیوانه‌وار [پرشور] بود، رفیق! باید آنجا می‌بودی! 2. Wow, with that leather jacket on, you look cool as fuck! 2. وای، با آن کاپشن چرمی که پوشیدی خیلی باحال به‌نظر می‌رسی! What the fuck/what the actual ...Where are you located معنی به فارسی

معنی و نمونه جمله location - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، محل، مکان جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید آن را فعال ... . Where are you located معنی به فارسی

where are you located معنی به فارسی

خدمات Google واژه‌ها، عبارت‌ها، و صفحه‌های وب را بدون هزینه بین زبان فارسی و بیش‌از ۱۰۰ زبان دیگر فوراً ترجمه می‌کند.A٠٠:٥٧ - ١٤٠١/٠٤/٢١ You یعنی تو یا شما. Can یعنی میتونی، توانستن. در نتیجه:تو میتونی، شمامیتونی. من خودم teacher یا معلم زبان هستم و تنها معنی you can همین هست. گزارش. 0 | 2. ستی١٩:١٠ - ١٤٠١/٠٣/١٨ YOU=شما، تو. CAN ... ترجمه کلمه where are you? به فارسی | دیکشنری انگلیسی بیاموز [جمله] Where are you? /wɛr ɑr ju?/ 1 کجا هستید؟ کجایی؟ تصاویر کلمات نزدیک where are you from? where are you from in iran? where are they? where are they from? where where can i buy knee-high stockings and pantyhose? where do you buy your underwear? where do you come from in iran?خجندی ( امام ) ضیائالدین بن جلال الدین مسعود ( ف. هرات ۶۲۲ ه ق . ) اصل وی از شیراز بود ولی در جوانی به خراسان رفت و در خجند اقامت گزید و بدین جهت به خجندی معروف شد اما در اشعار خود پارسی ] تخلص میکرد .نسبش به سلمان فارسی میرسد .where. کجا هستش. که سوالیه. where is your bed. تختت ( کجا ) ست. در اول پاراگراف داخل متن های دارای فرمول و نماد به معنی "در اینجا" میباشد. قید where به معنای کجا. معادل قید where در فارسی کجا است. زمانیکه بخواهیم ...معنی where are you - معانی، لغت نامه دهخدا، فرهنگ اسم ها، فرهنگ معین و عمید، مترادف و متضاد و ... در فرهنگ لغت آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید ترجمه "bless you" به فارسی . عافیت باشه, الحمد لله بهترین ترجمه های "bless you" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Every day, meditate appreciatively on how Jehovah has blessed you. ↔ هر روز بر روی این موضوع که یَهُوَه چگونه به تو برکت داده است، با قدردانی تعمق نما. بپرس. معنی are you in - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنید.2 مواظبت کردن مراقبت کردن، نگه‌داری کردن. 1. He's old enough to take care of himself. 1. او به‌اندازه کافی بزرگ هست که از خود مراقبت کند. 2. She is taking care of her sister’s baby today. 2. او امروز از بچه خواهرش مراقبت می‌کند [نگه ...1. من در ریاضی خیلی خوب نیستم [ریاضی من خیلی خوب نیست]. معنی where به انگلیسی. ترجمه و معنی انگلیسی کلمه و یا عبارت یا اصطلاح فارسی “تا” عبارت است از till. عبارت های فارسی دیگر که معادل یا مشابه عبارت ...It’s important to stay updated on relevant voting information like where your polling place is for the next election. Don’t miss out on one of the most important civic duties. Here’s how to find the voting location in your district.1 هستیم هستند، (صورت جمع (زمان حال) فعل : to be) 1.They are happy. 1. آنها خوشحال هستند. 2.They are students. 2. آنها دانش آموز هستند. 3.We are in London. 3.1.She was employed as a cook in a hotel. 1. او به‌عنوان آشپز در یک هتل استخدام شده بود. 2.She's a wonderful cook. 2. او آشپز فوق‌العاده‌ای است. a professional cook. یک آشپز حرفه‌ای. My mom works as a professional cook.دیکشنری انگلیسی به فارسی. واقع شده، قرار دادن، تعیین کردن، تعیین محل کردن، مستقر ساختن، مکانیابی کردن، جای چیزی را معین کردن، معلوم کردن. Multilingual Dictionary.معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Where are you from in Iran? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - اهل کجای ایران هستی؟ (جمله)1. خانه‌ای در مرکز لندن. 2. They live in the heart of the city. 2. آن‌ها در مرکز شهر زندگی می‌کنند. at the heart of something. در مرکز چیزی. an old house at the heart of an ancient forest.1 الان حالا، هم‌اکنون، حال حاضر. معادل ها در دیکشنری فارسی: اکنون الان اینک حالا هم‌اکنون بالفعل. مترادف و متضاد at the moment currently presently. 1.I'm used to it now. 1. الان به آن عادت کرده‌ام. 2.She used to be a teacher, but now ...ترجمه "Perth" به فارسی پرث, پرث، اسکاتلند, (سابقا) ایالت پرث (اسکاتلند) بهترین ترجمه های "Perth" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: and I helped him to sell to the restaurant in Perth, ↔ کمکش کردم که ماهی رو به یک رستوران در پرث بفروشه،معنی و ترجمه کلمه انگلیسی How old are you? به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - چند سال دارید؟ (جمله)عبارت «Only for you» در زبان فارسی به معنی «فقط برای تو» است.در ادامه به قسمت‌های مختلف این عبارت خواهیم پرداخت. معنی Only: حرف ربط است و معنی آن «تنها»، «محض»، «فرد»، «یگانه» یا «فقط» می‌شود. معنی For: این واژه حرف ربط است و ...معنی و نمونه جمله located - همراه با مترادف و متضاد، تلفظ صوتی آمریکایی و بریتانیایی، قرار گرفته، واقع شده جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید ...معنی say - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... ( از فرهنگ فارسی معین ) . - به معرض عرض رسانیدن ( رساندن ) ؛ به نظر شاه یا امیر رساند. ( فرهنگ فارسی معین ) .دیکشنری آنلاین. دیکشنری آنلاین (Online Dictionary) وب سایت و یا اپلیکیشنی است که به صورت اینترنتی خدماتی مربوط به دیکشنری ها و فرهنگنامه ها را ارائه می دهد. مانند سایت دیکشنری آبادیس. در دیکشنری ...معادل ها در دیکشنری فارسی: چون زیرا. مترادف و متضاد as because. 1.I believed her, for surely she would not lie to me. 1. (حرفش را) باور کردم، چون قطعا او به من دروغ نمی‌گوید. 2.She was crying, for she knew they could never meet again. 2. او داشت گریه می ...آموزش صفر تا صد گرامر انگلیسی. نیاز به یادگیری گرامر زبان انگلیسی در افرادی که اهداف مختلفی از یادگیری زبان را دنبال می‌نمایند، متفاوت است. به طور مثال فردی که قرار است در یک دانشگاه خارجی ... معنی appreciate ... ، فرهنگ معین، فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ مترادف ها و متضاد ها، معادل فارسی کلمه یا به شیوه درست تر برابر پارسی واژه، فرهنگ سره، عبارات مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دانشنامه ...ترجمه "where are you from" به فارسی. اهل کجا هستيد؟, اهل کجایيد؟, اهل کجایی؟. بهترین ترجمه های "where are you from" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Where are you from? ↔ از كجا اومدي ؟. معادل ها در دیکشنری فارسی: حبیب دوست یاور یار رفیق هم‌نشین هم‌صحبت همدم ولی صحابه. مترادف و متضاد buddy companion enemy foe. best friend. بهترین دوست. He's one of my best friends. او یکی از بهترین دوستانم است. a friend of somebody's ...ترجمه "located" به فارسی. هداد رارق ترجمه "located" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He divulged what he knew of Saruman's plans to the Nazgûl, specifically his interest in the Shire, and its location. ↔ او به نازگول از نقشههای سارومان و تمایلش به شایر و ... •You are a teacher. ( This is your job. ) •You are my best friend. ( This is ‘always’. ) •You are a great pianist. ( This is ‘always’. ) •!Older sister: Mom! Jimmy is being a brat ( a temporary situation ) •Why are you being such a jerk! ( a temporary situation ) •To your adult boyfriend/girlfriend: You are being a child! واژه ی image همان تغییر یافته ی واژه ی عربی الوجه به معنی صورت و رخ ... شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و ...مجموعهٔ حروفی که یک واحد را تشکیل دهند، واژه یا کلمه (انگلیسی: Word) نام دارند. در دستور زبان فارسی، معمولاً کلمه را به نُه بخش تقسیم می کنند: اسم، صفت، عدد، کنایه، فعل، قید، حرف اضافه، حرف ربط ...2 مسیر (معمولاً خاکی) راه، جاده. 1.The road leading to the farm was little more than a dirt track. 1. جاده‌ای که به مزرعه منتهی می‌شد، کمی بیشتر [بهتر] از یک جاده خاکی بود. 2.The track led through dense forest. 2. آن مسیر از جنگل انبوه می ...ضمیر you در زبان انگلیسی معادل تو، شما در فارسی است. ضمیر you در معنای تو مفرد و در معنای شما جمع است. برخلاف فارسی در زبان انگلیسی ضمیر you شکل جمع و مفرد یکسانی دارد. مثال: . you look nice به معنای ( تو ... خجندی ( امام ) ضیائالدین بن جلال الدین مسعود ( ف. هرات ۶۲۲ ه ق . ) اصل وی از شیراز بود ولی در جوانی به خراسان رفت و در خجند اقامت گزید و بدین جهت به خجندی معروف شد اما در اشعار خود پارسی ] تخلص میکرد .نسبش به سلمان فارسی میرسد .کلمات مربوط به تاکسی و تاکسی‌گرفتن در انگلیسی. passenger: person travelling in car, bus, train (not the driver) معنی: مسافر – کسی که با ماشین، قطار، اتوبوس یا هواپیما سفر می‌کند. destination: place where you want to go. معنی: مقصد – مکانی ...ترجمه "locator" به فارسی. موجر ترجمه "locator" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: He divulged what he knew of Saruman's plans to the Nazgûl, specifically his interest in the Shire, and its location. ↔ او به نازگول از نقشههای سارومان و تمایلش به شایر و ... معنی و ترجمه کلمه انگلیسی Here you are. به فارسی، به همراه مثال، تلفظ آنلاین و توضیحات گرامری. 1 - بفرمایید.معادل ها در دیکشنری فارسی: بستر زمین. 1.The ground was frozen and was impossible to dig. 1. زمین یخ زده بود و کندن آن غیرممکن بود. above/below/under ground. بالای/زیر/زیر زمین. It was located 2 meters above ground. 2 متر بالای زمین واقع شده بود. on ... 1.He saw you in the house. 1. او تو را در خانه دید. 2.I don't want to see you. 2. نمی‌خواهم تو را ببینم. 3.I love you. 3. من تو را دوست دارم.دیکشنری فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی به شما کمک می کند معنای لغات را به خوبی پیدا کنید. ترجمیک | دیکشنری تخصصی | معنی Co-locatedWhere are you located please به فارسیمعنی are you - معانی، کاربردها، تحلیل، بررسی تخصصی، جمله های نمونه، مترادف ها و متضادها و ... در دیکشنری آبادیس - برای مشاهده کلیک کنیدمترادف و متضاد how do you do? what's up? 1."Hi, Maya, how are you?" "Fine, thanks, how are you?" 1. «سلام مایا، حال شما چطور است؟» «خوبم، ممنون، حال شما چطور است؟». کاربرد عبارت "?How are you". "?How are you" عبارتی پرسشی به معنای "حال شما ... Are you looking for a Geek Squad location near you? Whether you need help with your computer, TV, or other electronic device, the Geek Squad has you covered. With locations all over the country, it’s easy to find a store close to you. Here’...ترجمه "commodities" به فارسی. كالاها, تولیدات کشاورزی, فراورده زراعي بهترین ترجمه های "commodities" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Our economy was based on commodities, ↔ اقتصادمان بر مبناى كالاها بود،.معادل ها در دیکشنری فارسی: خال لکه لک. مترادف و متضاد dot mark patch pimple. 1.I wore that skirt with the green spots. 1. آن دامنی را که خال‌های سبز داشت پوشیدم. 2.The baby's whole body was covered in small red spots. 2. تمام بدن بچه پوشیده از خال ...بایستی سعی کنیم تا جایی که امکان دارد از کلمات فارسی استفاده کنیم. به سایت فرهنگستان زبان فارسی رجوع کنید. از ترجمه نام ماژول‌هایی که اسم آنها معنی خاصی نداره خودداری کنید مانند imce.1 خوب مناسب. معادل ها در دیکشنری فارسی: خوب خوش. مترادف و متضاد fine great nice pleasant awful bad. 1."I'm coming on Saturday." "Oh, good!" 1. «من روز شنبه می‌آیم.» «اوه، (چه) خوب!». 2.Kate's a good cook. 2.به دلیل/به واسطه چیزی. 1. Children are dying from this disease. 1. کودکان دارند به دلیل [از] این بیماری می‌میرند. 2. You could tell she wasn't lying from the fear in her voice. 2. به واسطه [از روی] ترس در صدایش، می‌توانست گفت [فهمید] که او .... Pure.9ear